سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

485

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

الرّماح ؛ منهاج التدقيق ( عربى ، چاپى ) ؛ سيف ياسح ؛ اصل اصول رد سيد مرتضى اخبارى ؛ سبع مثانى در تجويد ؛ عجاله نافعه ( عربى ، چاپى ) ؛ علم كلام ( نسخهء خطى نفيسى نزد من موجود است ) ؛ بارقه و ضيغميه در بحث متعه جواب عبد العزيز دهلوى ؛ احياء الاجتهاد ، اصول فقه ؛ تضييق و وسعت قضا ؛ بوارق موبقه در بحث امامت رد تحفه ؛ فوائد نصيريه در زكات و خمس ؛ رسالهء جمعه ؛ گوهر شاهوار ، جواب سؤالات نصير الدّين حيدر پادشاه در مسألهء قرآن و اهل بيت ؛ بشارت محمديه ؛ قتّال النّواصب ؛ حاشيه شرح سلّم ؛ رساله جذر اصم ؛ ثمرة الخلافة ؛ ازاحة الغى ردّ عبد الحى ؛ سمّ الفار ؛ صمصام قاطع ؛ برق خاطف ؛ كتاب مبسوط ردّ تحفه بحث امامت ؛ حاشيهء شرح كبير ؛ حاشيهء شرح زبدة الاصول ؛ كشف الغطاء . محمد اخبارى 1178 ه ق / 1764 م 1233 ه ق / 1817 م ميرزا ابو احمد محمد بن عبد النبى بن عبد الصانع نيشابورى در اكبرآباد ( آگره ) زندگى مىكرد . بنا به گفتهء ذاكر حسين در سال 1233 ه ق و به قول محمد مهدى در سال 1232 ه ق به قتل رسيد . آثارى كه از او باقى مانده عبارتند از : تسلية القلوب الحزينة ؛ كتاب المبين ؛ منية المرتاد ؛ كليات الرجال ؛ تقويم الرجال ؛ مصادر الانوار ؛ فتح الباب ؛ الشهاب الثاقب ؛ دوائر العلوم ؛ قلع الاساس رد اساس الاصول ؛ جواب تحفهء اثناعشريه . محمد اخبارى ، ميرزا 1289 ه ق / 1872 م ميرزا محمد بن ميرزا امان ، عالم نامور و يكى از محدثان لكنهو و نيز در خطابت و وعظ بىهمتا بود . بعضى از افراد هم‌عصر او دربارهء علم و اجازه‌هاى وى بحث كرده‌اند و علت آن ممكن است تمايل او به مذهب اخبارى بوده و در مورد بعضى از مسايل اختلاف‌نظر وجود داشته باشد . وى با سلطان العلماء و سيد العلماء و مفتى محمد عباس روابط حسنه داشته ، ولى پس از مدتى روابطش با آنان تيره شد ، به عراق و ايران رفته و اجازه‌ها دريافت داشته است . واجد على شاه او را به كلكته طلب كرد . در اين سفر در شهرهايى مانند مرشدآباد و پتنه سخنرانيهايى ايراد كرده است .